خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





در مورد خواستگارم 6 دغدغه دارم

    سلام دوستان خانواده برتری

    راهنمایی میخوام ازتون

    من دختر متولد 76 هستم... پسر عمه مامانم ازم خاستگاری کرده ( البته عمه مامانم فوت شدن و الان یکی دیگه از عمه های مامانمو که میشن خالشون واسطه شدن )

    خانواده ما بعد از فوت  عمه مامانم ارتباطشون با پسر عمه های مامانم خیلی کم شده در حدی که من این اقا رو نمیشناختم...ایشونم منو توی فوت یکی از اقوام دیده بود . متولده 71 هستن .

     بعد از چند سال که مامانشون فوت شده هنوز هر هفته میرن سره خاکشون... برا من این کارشون خیلی با ارزشه... گفته بودن که میخوان با یه دختر از خانواده مادرشون ازدواج کنن... تا این که منو دیدن.

    وضعیت مالیشون خوبه... البته اینم بگم که همه ثروتشو با زحمت خودش به دست اورده... شغلشون ازاده .با درامد ماهی حداقل 16-17 میلیون ( داربست فلزی دارن )

    بعد از فوت عمه مامانم باباشون ازدواج کرد. الان دو تا بچه کوچیکم داره از همسره دومش ( سنشونم خیلی زیاده ) اخلاق خوبی هم نداشتن... به خاطره راحتیه خانمش پسرشو از خونه بیرون کرده ( 6 تا پسر از عمه مامانم داشتن که ایشون اخری هستن و تنها کسی که ازدواج نکرده بوده )... چون جایی واسه زندگی نداشتن خونه گرفتن و الان جدا زندگی میکنن ...

    بعد از دو ماه که از مطرح کردن موضوع میگذره مامان و بابام اجازه دادن که بیان خونمون . الان دغدغه های من اینه:

    1- طبق شنیده هام حدس میزنم که قبلا دوس دختر داشتن... با این خییلییی مشکل دارم... و به خاطر اینکه خونه مجردی داشتن نگرانیم بیشتره... چون دستش باز تر بوده. به نظر شما چطوری بپرسم دوس دختر داشتن یا نه ( که راستشو بگه)؟ دوم اینکه اگه گفتن دوس دختر داشتن میشه بازم اعتماد کرد ؟ یعنی بعد ازدواج دوباره به اون سمت نمیرن؟

    2-میترسم اخلاقشون به پدرش رفته باشه... که البته اینو فکر میکنم با رفت و امد میشه تا یه حدی فهمید اخلاقشونو

    3- تا سوم راهنمایی بیشتر درس نخوندن... گفتن با درس خوندنه من مشکلی ندارن... ولی این تفاوت بعدا مشکل ساز نمیشه؟... چطوری بهشون پیشنهاد بدم که درسشونو ادامه بدن؟ اصلا به نظرتون بعد از این همه سال میشه؟

    4 - تو اولین جلسه معمولا راجبه چه مسائلی بحث میشه؟ خانما چه سوالایی پرسیدن تو اولین جلسه که با اخلاقه خاستگارشون اشنا شن ؟ ( ایشون اولین کسی هستن که بابای حسااااسه من اجازه  دادن که بیان خونمون برا خاستگاری و اولین تجربه ی من هستش)

    5- راستش خانواده مادریم پول براشون خیلی اهمیت داره.. هر وقت توی یه جمع هستیم بحث کلا سره پول و خرید و فروشه زمین و اینکه فلانی با فلانی دعواشه سره یه تیکه زمین و این چیزا.. در صورتی که من و بابام خیلی بدمون میاد از این اخلاقشون... من خیلی به بابام رفتم و اخلاقامون شبیهه... بابام دور از چشم مامانم بهم گفت که نگرانه مثله خانواده مامانم پول براش خیلی همه باشه... بابام میگه تو کوچکترین دعوا و چیزی ببینی غش میکنی... چطوری بذارم بری تو این جور خانواده ای ؟

    6- شنیدم قبلا هر از گاهی مشروب میخوردن البته الان نمیخورن... البته بابام از این موضوع خبر نداره... تو خونه ما تا حالا سیگار نبوده چه برسه به مشروب

    لطف میکنید اگه کمکم کنید و از تجربیاتتون بگید... چون کسیو ندارم که ازش راهنمایی بخوام... فقط بابام هستش که برا اولین بار میبینم خودش سر درگمه... حس میکنم دختر شوهر دادن براش از همه مسائلی که تا حالا داشته سختتره

    انشاء الله همه دخترا و پسرا خوشبخت شن


    این مطلب تا کنون 8 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : خیلی ,بابام ,خانواده ,دختر ,الان ,البته ,دختر داشتن ,اولین جلسه ,بیان خونمون ,
    در مورد خواستگارم 6 دغدغه دارم

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده